سفارش تبلیغ
صبا

سایت معرفی بازیهای رایانه ای

همه‌ی این‌هایی که تا اینجا گفتیم نشان از یک بازی بسیار خوب دارند، اما مشکل Just Cause 3 اینجا است که چیزی بیشتر از این‌ها ارائه نمی‌کند. در واقع، گیم‌پلی بازی فقط خوب است و نه بیشتر. بله، سیستم‌ خلاقانه‌ی قلاب‌ها عملکرد جذابی دارند اما از آن طرف، تیراندازی‌ها بسیار ساده و سرراست هستند و برای یک بازی که «اکشن» بخش بزرگی از آن را تشکیل می‌دهد، این یک نقطه‌ی ضعف است. سلاح‌ها با این که انواع گوناگونی دارند، اما تفاوت قدرتشان محسوس نیست و هنگام شیلک به دشمنان برایتان مهم نیست که چه اسلحه‌ای در دست دارید و فقط گلوله‌ها را روی آن سربازان خالی می‌کنید. حتی بعضی سلاح‌های کمری هم همیشه به کارتان می‌آیند و تقریباً هیچوقت هم نگران تمام شدن خشابتان نمی‌شوید. طبیعتاً آسان‌ شدن گان‌پلی بازی به منظور دستیابی به همان هدف سرگرم‌کننده بودن انجام گرفته ولی اینکه در مبازره‌ی تن به تن با هیچ چالشی رو به رو نشوید شاید چندان به مذاق گیمرهای حرفه‌ای‌تر خوش نیاید. مورد عجیب اینگونه مبارزات، هوش مصنوعی دشمنان است که هیچ تعادلی ندارد و ظاهراً بازه‌ی بزرگی از هوش را در بر می‌گیرد. مثلاً‌ بعضی موقع‌ها حتی در مراحل داستانی، با سربازانی مواجه می‌شوید که سرجایشان ایستاده‌اند و به ریکو زل زده‌اند و منتظرند تا شما اولین گلوله را شلیک کنید. از طرف دیگر بعضی نیروهای نظامی پیشرفته‌تر، چنان حرکات سریعی دارند و گلوله‌ها را جوری جاخالی می‌دهند که نِئوی ماتریکس در جیب پشتیشان گذاشته‌اند.

مدیچی از بالا شبیه جعبه‌ی آبرنگی است که قاب سبزرنگی دارد و دایره‌های رنگ روی آن قرار گرفته‌اند. از نزدیک هم که به آن نگاه کنید تجربه‌ی دلپذیر مشابهی خواهید داشت، جزئیات طراحی‌ها در سطح بسیار خوبی قرار دارد و میزان تخریب‌پذیری درختان و بعضی ساختمان‌ها شاید حتی باعث تعجبتان شود. غیر از انواع و اقسام گیاهان و درخت‌ها، تمام وسایل نقلیه، ساختمان‌های کوتاه و بلند شهرک‌ها و کاراکترهای بازی هم طراحی دقیق و پرجزئیاتی دارند. محیط داخلی ماشین‌های کوچک هم تا جایی که قابل قبول به نظر برسد طراحی شده و وقتی نگاهی به موشک‌های زیر جنگنده‌ها بندازید نمی‌توانید ایرادی به آن بگیرید. تنها چیزی که مورد بی‌توجهی کامل سازندگان قرار گرفته، افکت‌ها آب بازی است که حداقل از نزدیک اصلاً ظاهر خوبی ندارند. ریکو زیر‌ آب هم می‌تواند شنا کند اما زیر دریاها انتظار جزئیاتی مثل چیزی که در GTA V دیدیم نداشته باشید. موقع شنا کردن حرکات آب و طرحی که روی آن تشکیل می‌شود بسیار پیش پا افتاده و خام هستند. بعضی از همان باگ‌های خنده‌دار، مربوط به جنبه‌ی گرافیک فنی بازی می‌شوند. مثلاً گاهی اوقات دیواری را می‌بینید که مدام چشمک می‌زند، انگار یک چراغی که اتصالی دارد به آن وصل شده باشد. جاست کاز در همان بخش هنریِ گرافیک وظیفه‌اش را بسیار خوب انجام می‌دهد و برای رسیدن به یک سطح قابل قبول از لحاظ گرافیک فنی، نمی‌توان انتظاری از آن داشت.

Just Cause 3 بازی بدی نیست، سرگرمتان می‌کند و ارزش امتحان کردنش را دارد. فقط انتظار زیادی از آن نداشته باشید

انفجار یکی از پایه‌های اساسی Just Cause 3 است و هیچ‌چیز غیر از یک افکت صوتی عالی یک انفجار را هیجان‌انگیز نمی‌کند. اینکه صدای تک‌تک فلزها و قطعاتی را که از یک تانکر سوخت هنگام انفجار جدا می‌شود بشنوید، لذت خاصی دارد که در این نسخه می‌توانید تجربه‌اش کنید. صدای پایین آمدن ماهواره‌های مخابراتی و منفجر شدن تأسیستات الکتریکی، همانی است که انتظارش را دارید و به لطف جلوه‌های بصری بسیار خوبی بازی، انفجارها با این که شاید کمی اغراق‌شده به نظر برسند اما همچنان لذت‌بخش و دیدنی هستند. اما از طرف دیگر صداگذاری کاراکترها است که آن هم فقط قابل قبول کار شده و شاید به خاطر همان بی‌اهمیت بودن داستان و دوبعدی بودن شخصیت‌ها، سازندگان کمتر وقت صرف صداگذاری‌های حرفه‌ای و طبیعی‌‌تر کرده‌اند. بعد از مدتی با لهجه‌ی ریکو هم کنار می‌آیید و آن را بیشتر یک چاشنی برای افزایش طنز بازی می‌یابید تا یک انتخاب غیرمعقول.

شاید تا به حال این کار را امتحان نکرده باشید، اما برای اینکه ببینید یک موسیقی مناسب چقدر روی تجربه‌ی کلی یک فیلم تأثیر می‌گذارد کافیست سکانس اکشن یک فیلم را انتخاب کنید و آن را بدون صدا ببینید. در این حالت نصف لذت فیلم را هم نمی‌برید. Just Cause 3 تا حدودی این قضیه را جدی گرفته و سعی کرده حداقل در موقعیت‌های اکشن غیر از مراحل داستانی، موسیقی متناسبی داشته باشد. با اینکه شاید هیچوقت در بازی به خودتان نگویید «چه آهنگ خوبی!» اما حداقل بازی سوت و کور هم نیست و با موسیقی آمبیانت و آرامش در پس‌زمینه همراه دیوانه‌بازی‌های ریکو است.

داین همه را گفتیم که بگوییم Just Cause 3 بازی بدی نیست، سرگرمتان می‌کند و ارزش امتحان کردنش را دارد. در بازی آزادید که هرکاری می‌خواهید بکنید، هر وسیله‌ای می‌خواهید سوار شوید و هرجایی را که می‌خواهید منفجر کنید. بازی حتی سیستم کد تقلب سرخود هم دارد که کارتان را راحت کرده باشد و هر موقع که اراده کنید بتوانید یک هلیکوپتر و آرپی‌جی از آسمان احضار کنید. با اینکه که گفتیم داستان بازی مهم نیست و نقش اصلی‌اش یاد دادن مکانسیم‌های گیم‌پلی به گیمر است، اما باز هم می‌توانست پخته‌تر باشد یا حداقل‌ همین سه چهار شخصیت‌اش عمق بیشتری داشته باشند. در عوض، Just Cause 3 بسیار زیباست و از پرواز کردن بالای دشت‌ها و چمن‌زارها سیر نخواهید شد. این وسط هم چند باگ و یک سری لودینگ‌ها طولانی وجود دارد که شاید بعضی‌ها جا به روند سریع بازی ضربه بزند، اما استودیوی آوالانچ چند بروزرسانی برای حل این مشکلات عرضه که تا حدود خوبی آن‌ها را رفع می‌کنند. Just Cause 3 شاید مجموعه‌ی متعادلی از داستان، گیم‌پلی، گرافیک و صداگذاری نباشد اما باز هم همه‌چیز برمی‌گردد به همان هدف اول و آخرش؛ یعنی سرگرم‌کننده بودن. هدفی که به دست آمده ولی بازی فراتر از آن نرفته و روی هم رفته تجربه‌ای ارائه می‌کند که لذت‌بخش است و هیجان‌انگیز، ولی ماندگار نیست و شاید، اصلاً مهم هم نباشد که یک بازی باید ماندگار باشد یا نه. شاید فقط باید لذتش را ببریم و انقدر جدی نگیریم! استان Just Cause 3 در وهله‌ی اول به این منظور طراحی شده که با گیم‌پلی بازی بیشتر آشنا شوید و ذهنیتی از قابلیت‌های آن داشته باشید. چند مرحله‌ی اول نقش بخش آموزشی بازی را دارند و به مرور با پیشروی در داستان و ارتقای قابلیت‌ها، دیگر حتی نیاز به آن نخواهید داشت. در نسخه‌ی سوم بازی قضیه از این قرار است که یک حاکم ظالم به نام ژنرالدی‌راوِلو کشور مدیچی را تحت تسلط خود درآورده و سخت و به دنبال ماده‌ای به نام باواریوم است، عنصری قدرتمند که در ساخت و حفاظت از تجهیزات پیشرفته نظامی استفاده می‌شود. او کنترل همه‌ی پایگاه‌های نظامی و شهرک‌های مدیچی را در دست دارد و از تکنیک‌های رایج پروپاگاندای دیکتاتورها هم برای تبلیغ خود استفاده می‌کند. حالا این وظیفه‌ی ریکو رودریگز، شخصیت اصلی بازی است که به کمک تیم کوچکش به مبارزه‌ی او برود و پرچم‌ دشمن را پایین بکشد. برای این که داستان زیادی هم ساده‌لوحانه جلوه نکند، یکی دو پیچش داستانی در آن گنجانده شده تا حداقل دلیلی برای دیدن کات‌سین‌ها داشته باشید. با این تفاسیر انتظار شخصیت‌پردازی از جاست کاز نداشته باشد، کاراکترهای بازی بعد سوم خودشان را از دست داده‌اند و هرکدام در طول داستان روی یک خط ثابت حرکت می‌کنند و واکنش‌های کاملاً قابل پیش‌بینی‌‌ای دارند. صحبت از داستان جاست کاز راه به جایی نمی‌برد و بیشتر ما را از نگاه جنبه‌های اصلی بازی دور می‌کند، پس بهتر است برویم سراغ چیزی که تکیه‌گاه اصلی Just Cause 3 است. وقتی چند مرحله‌ی اول را پشت سر می‌گذارید، دیگر چندان انگیزه‌ای برای ادامه دادن مأموریت‌های داستانی ندارید؛ چون یک شهربازی بزرگ جلوی رویتان است که می‌توانید هر وسیله‌ای که خواستید سوار شوید. این وسایل با اینکه تعدادشان زیاد نیست و اکثراً هم شبیه هم هستند، اما حسابی لذت‌بخش‌اند. غیر از مراحل داستانی، کار‌هایی که برای انجام دادن می‌ماند به آزادسازی پایگاه‌های نظامی و شهرک‌ها و انجام دادن چالش‌ها می‌شود. البته، گهگاه کارهای جانبی بسیار کوچکی هم در دنیای بازی می‌بینید که انجام دادنشان فقط دو سه دقیقه طول می‌کشد و صرفاً دورهمی هستند. مثلاً باید یک ماشین را بدزدید و مسافر آن را که یکی از چهره‌های مهم حکومتی است، طوری سر به نیست که به شکل یک حادثه به نظر برسد. اما اساس بازی که بخش بزرگی از گیم‌پلی را شامل می‌شود، حمله به مناطق قرمزرنگ نقشه است. این مناطق کوچک و بزرگ هرکدام سیستم دفاعی خودشان را دارند و برای آزاد کردن و تسلط روی آن‌ها، باید آیتم‌های خاصی را در آن‌ها نابود کنید. از مخزن‌های سوخت و ماهواره‌های عظیم مخابراتی در پایگاه‌های نظامی گرفته تا مجسمه‌های بزرگ ژنرال دی‌راوِلو و بنرهای تبلیغاتی‌اش در شهرک‌ها، از جمله مواردی هستند که باید به هر وسیله‌ای که می‌توانید نابودشان کنید. یک پایگاه بزرگ شاید ده‌ها مورد مختلف برای منفجر کردن داشته باشد و سیستم‌های دفاعی‌اش هم بسیار قوی‌تر از پایگاه‌های کوچک و شهرک‌ها است، بنابراین بهتر از قبل از اینکه سراغشان بروید خشاب سلاح‌های خود را تا انتها پر کنید.


بعد از آزادسازی هر منطقه، یک یا چند چالش متفاوت در همان قسمت از نقشه باز می‌شود که انجام دادنشان برای ارتقای قابلیت‌های ریکو حیاتی است. چالش‌ها شامل تمرین تیراندازی، مسابقات زمینی و هوایی با وسایل نقلیه‌ی مختلف و پرواز با لباس بال‌دار ریکو می‌شود که سخت‌ترین آن‌ها است. بسته به عملکردتان در هر چالش، تعدادی چرخ‌دنده به عنوان امتیاز دریافت می‌کنید که می‌توانید از آن‌ها برای ارتقا و بروزرسانی موارد مختلف استفاده کنید. مثلاً می‌توانید تعداد قلاب‌های ریکو و قدرت آن‌ها را افزایش دهید، به وسایل نقلیه‌ی مختلف نیترو ببندید و نشانه‌گیری سلاح‌ها را بهبود ببخشید. ده‌ها مورد از این ارتقاها در بخش Gear MODs وجود دارد که به دست آوردن همه‌ی آن‌ها وقت زیادی می‌طلبد اما کاملاً ارزشش را دارد و تأثیر آن‌ها را بر گیم‌پلی بازی به وضوح مشاهده خواهید کرد. یکی از ویژگی جالب و بسیار کاربردی Just Cause 3 این است که می‌توانید به لطف حمایت‌های دوستان ریکو، هر وقت خواستید یک وسیله‌ی نقلیه و چند نوع اسلحه از آن‌ها درخواست کنید تا با پست مخصوص به دستتان برسد. فرض کنید وسط یه دشت لم‌یزرع ماشینتان خراب شده و نمی‌خواهید هشت کیلومتر را با چتر و لباس بال‌دار طی کنید، کافیست یک هلیکوپتر سفارش دهید تا از آسمان برایتان نازل شود. برای باز کردن وسایل نقلیه و اسلحه‌های بیشتر، باید مناطق نظامی را تصرف کنید یا هروقت ماشین خاصی در سطح شهر دیدید، آن را به گاراژ ببرید تا به منو اضافه شود.

در Just Cause 3 کسی با ماشین و موتور به سمت مقصدش نمی‌رود، چون آنقدر راه‌های هیجان‌انگیزتری وجود دارد که رانندگی طولانی یک کار کسل‌کننده به نظر می‌رسد. با این حال، سازندگان در طراحی اتومبیل‌های مختلف کم نگذاشته‌اند و چندین و چند مدل جدید و قدیمی ماشین در بازی وجود دارد که می‌توانید با آن‌ها دوری بزنید. غیر از وسایل نقلیه‌ی زمینی، انواع و اقسام هلیکوپتر، هواپیما و قایق و کشتی هم در بازی وجود دارد که هرکدام کاربرد خودشان را دارند و بنا به نیازتان می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. اگر می‌خواهید سریع به جایی برسید، یک جنگنده انتخاب کنید و نگران فرود آمدن هم نباشید، چون همیشه می‌توانید در هوا بیرون بپرید و هواپیمای چند میلیون دلاری را به کوه بکوبید. اگر هم می‌خواهید یک پایگاه نظامی بزرگ را با خاک یکسان کنید، هلیکوپتری انتخاب کنید که سیستم دفاعی داشته باشد تا بتوانید مدت بیشتری روی پایگاه پرواز کنید و ضدهوایی‌ها صدمه‌ای بهتان نزنند. جدا از همه‌ی این‌ها، چتر نجات دائم‌الستفاده و لباس بال‌دار قرار دارد که مسئولیت پرواز دادن ریکو را به عهده دارند. به دست آوردن قلق کنترل آن‌ها کمی وقت می‌خواهد اما هنگامی که حرفه‌ای شدید، می‌توانید خیلی سریع در نقشه گشت و گذار کنید و دیگر نیازی هم به مرسولات دوستانتان نخواهید داشت. علاوه بر چتر و لباس بال‌دار، قلاب‌ها هم از تجهیزات بسیار جذاب و کاربردی ریکو هستند که بار بخش زیادی از سرگرم‌کننده بودن بازی را به دوش می‌کشند. با این قلاب‌ها هرچیزی را می‌توانید به هم وصل کنید، هیچ محدودیتی هم در کار نیست. می‌تواند یک ماشین را به پره‌های توربین بادی وصل کنید یا NPCهای نگون‌بخت را از در و دیوار شهر آویزان کنید. علاوه بر این‌ها این قلاب به پرواز دقیق‌تر هنگام سقوط آزاد با لباس‌ بال‌دار هم کمک می‌کند. این قلاب‌ها آنقدر تأثیرگذار و نوین هستند که تصویرشان روی لوگوی بازی هم می‌آید و در تبلیغات آن هم نقش پررنگی دارند.


 



[ جمعه 97/1/17 ] [ 2:4 عصر ] [ سهندسخنی ]

نظر

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp



[ چهارشنبه 97/1/15 ] [ 8:7 عصر ] [ سهندسخنی ]

نظر

 

داستان بازی دوم چندین سال بعد از وقایع نسخه اول رخ می دهد. جایی که در آن ریکو در سواحل آمریکای جنوبی در حال آفتاب گرفتن و تفریح کردن است و سعی دارد از گذشته خود و این که یک مامور CIA بوده است بگریزد. اما این تفریح او بزودی و با تلفن یک همکار قدیمی به نام Maria Kane به پایان می رسد. گیم پلی بازی بیشترین تغییر نسبت به نسخه قبل را داشته است و تقریبا می توان گفت به طور کامل تغییر کرده و پیشرفت چشم گیری داشته است.

به طور کلی چه چیز هایی نسبت به نسخه قبلی فرق کرده و بهبود یافته؟

1:گرافیک که تا حدود 70 درصد بهبود یافته!!

2:فیزیک فوق العاده بازی نسبت به نسخه قبل

3:محیط بزرگتر بازی

4:تنوع اسلحه های زییاد

5:تنوع مراحل بیشتر

...................................

معایب:طراحی چهره ها هنوز جای کار بسیار داره !!!

همچنین چتر کاراکتر وقتی بازش میکنه و ازش جدا میشه معلوم نیست کجا میره و دوباره همون چتر رو باز میکنه که خیلی احمقانه هست !!!

نکات اضافه شده در بازی نسبت به نسخه قبلی:


هوا , زمین , آب و زیر آب : justcause 2 آزاد گزاشته هر جایی را در بالاترین ارتفاع و پایین ترین ارتفاع بین جنگل ها , کوه های برفی , کویر ها و بیابان ها , شهر ها و بقیه , همه در 600 مایل مربع برای گردش و خراب کردن است.

گرفتن هرچیزی در فاصله ی 200 فیت به وسیله ی چنگک شامل دشمنان , ماشین ها , ساختمان ها و زمین.

همینطور نجات دادن خود با چتر نجات مخصوص ریکو.




همچنین بازی خیلی شما رو سرگرم میکنه چون ماموریت های هیجان انگیز و زیاد اصلی و فرعی داره !!!

همچنین امکانات زییادی در محیط جزیره وجود داره که شما میتونید از اون ها استفاده بکنید !!!

.............................................

تاریخ انتشار این بازی به سال 2010 تاخییر خورده هست



.............................................

نکته مهم:

سیستم اتوموبیل ها نیز بسیار پیشرفت کرده از کنترل ماشین ها گرفته تا شرایط آب و هوایی ماشین ها.

هدایت ماشین ها در شرایط مختلف آب و هوایی تاثیر دارد!!

مثلا در هوای بارانی ممکن است ماین با سرعت زیاد لیز بخورد و بچرخد همینطور کنترل ماشین بسیار زیبا و واقعی شده است و راحت می توان احساس کرد که در یک اتوموبیل واقعی نشته اید.

در منطقه ی Panau آب و هوا بسیار متنوع و متفاوت است مانند قله های برفی و باتلاق ها و مرداب ها همچنین بیابان ها و جنگل های بارانی که به طور زیبایی کار شده است و یکی از مهمترین ویژگی این بازی است. واقعا زیبا و طبیعی هست..

............................................

هوش مصنوعی در بازی بسیار بالا رفته و مثل نسخه قبلی نیست و همچنین دشمنان از هر راهی برای کشتن شما استفاده میکنند

.............................................

بازی در منطقه استوایی San Esperito رخ میدهد.

 

 

ریکو علاوه بر توانایی‌های خودش از امکانات خوبی نیز بهره می‌برد. در بازی بیش از 100 نوع وسیله نقلیه مختلف وجود خواهند داشت و علاوه بر این بیش از 50 نوع اسلحه در اختیار ریکو خواهد بود. برای تنوع هم نوعی سیستم BlackMarket به بازی اضافه شده است که در آن شما می‌توانید انواع معامله‌ها را درباره سلاح و وسیله نقلیه و نیروی پشتیبانی انجام دهید و علاوه بر آن بیش از 2000 قطعه برای اسلحه و ماشین‌ها قرار داده شده است به این صورت که می‌توانید ماشین‌ها و اسلحه را تقویت کنید. غیر از آن ریکو به وسایل دیگر مانند دوربین‌های مخصوص و اسلحه‌های جالبی دسترسی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به RPG و C4 اشاره کرد که در بازی اول حضور نداشتند. اما به بحث آزادی و گشت و گذار که می‌رسیم آقای یوهانسون بیان می‌کند که شما آزادید هرکار که دوست داشتید بکنید. در مقابل شما هیچ محدودیتی وجود ندارد. شما آزادید که بکشید، آزادید که بگردید، آزادید که بدزدید و آزادید که هر کاری بکنید اما این آزادی انواع خود را دارد که تاکتیک‌های شما تعیین کننده آن‌ها هستند. شما می‌توانید تاکتیک‌های مختلف را امتحان کنید اما مطمئنا از تعداد کمی از آن‌ها نتیجه می‌گیرید و باید خلاقیت خود را بکار بیندازید. برای مثال حمله کردن با هلی کوپتر به یک پایگاه نظامی که با سیستم دفاعی موشکی پشتیبانی می‌شود، کار درستی نیست و به راحتی خود را به کشتن می‌دهید. پس باید

سعی کنید که مناسبترین راه رو انتخاب کنید !!!

 

کمی بیشتر درباره ریکو و داستان

 

اینجا را کلیک کنید تا این تصویر را در اندازه واقعی آن ببینید.

 

شخصیت اصلی این نسخه همان شخصیت نسخه ی قبل یعنی ریکو نام دارد . ریکو که پس از انجام دادن ماموریت قبلی قصد داشت در آرامش کامل زندگی خود را ادامه دهد به جزیره ای به نام Panau میرود و زندگی آرامی را شروع می کند اما دوباره دوستان او با او تماس میگیرند و ماموریتی به او می دهند با پول بسیار هنگفتی که این مساله باعث میشود ریکو زندگی آرام خود را رها کند و به جنگ با گروههای مافیایی بپردازد . ماموریت ریکو پیدا کردن و کشتن شخصی به نام Tom Sheldon که یکی از دوستان قدیمی ریکو و از اعضای سابق گروه مافیایی آنها بوده است می باشد . Tom مدارک بسیار مهمی را از گروه خود سرقت می کند و به گروهش خیانت می کند و قصد دارد تا این مدارک را به گروههای مافیایی رقیب تحویل دهد .

 

در کل شاید داستان بازی کمی کلیشه ای باشد اما ناشر گفته که سازندگان سعی کردند که داستان بازی نیست به نسخه قبلی پیچیده تر باشد که خیلی خوبه !!!

 

 



[ چهارشنبه 97/1/15 ] [ 7:56 عصر ] [ سهندسخنی ]

نظر

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:47 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

 

 

زمانی که  دو سال پیش Far Cry 3  همچون یک شگفتی غیرمنتظره، توسط استودیو یوبی‌سافت مونترال به این مجموعه نیروی تازه‌ای بخشید و آن را احیا کرد، خیلی از بازی‌کننده‌هایی که دل‌خوشی از نسخه‌های نصفه و نیمه‌ی قبلی نداشتند، خود را در مقابل تجربه‌ای به‌هم‌پیوسته و نفسگیری یافتند. فارکرای3 بدون ضعف نبود، اما آن حفره‌ها و وصله‌ها باعث نشده بود تا آن فرش دست‌باف محکم، کیفیت اصلی خودش را از دست دهد و  از لذتش کم کند. از سخنرانی‌های واس مونتنگرو، شخصیت منفی داستان گرفته تا گیم‌پلی‌ای که هر تکه‌اش همانند شبکه‌ای از راهروهای پیچ‌درپیچ با یکدیگر در ارتباط بودند و به هسته‌ی اصلی بازی خون‌رسانی می‌کردند. همان‌موقع بود که بعد از اتمام بازی، خیلی‌ها از جمله خودم، نفس‌مان را از بین دندان‌هایمان بیرون دادیم و با حسرت غیرقابل‌درکی گفتیم:«کاش باز هم بود!».

حالا یوبی‌سافت حرف شما را شنیده و درخواست‌تان را در قالب Far Cry 4 عملی کرده است. اما مشکل اینجاست که چندساعتی که از بازی می‌گذرد، کم‌کم متوجه می‌شوید که انگار یوبی‌سافت حرف شما را عوضی فهمیده، یا خودش را به آن راه زده است. نمی‌دانم. به هرحال، من وقتی گفتم «کاش بازهم بود» منظورم Far Cry 4 نبود! منظور من پیشرفت و بهبود بود. منظور من این بود که کیفیت نکات خوب نسخه‌ی قبل را به سطح بالاتری ارتقا دهید و آن حفره‌ها را هم بپوشانید. اما یوبی‌سافت چه کار کرده؟ به رسم فرمول موفق بلاک‌باسترهای این روزهایش، سر کیفیت را برای رسیدن به کمیتی زودگذر با بی‌رحمی و شفقت تمام سلاخی کرده است. فارکرای 4 به معنای واقعی کلمه همان نسخه‌ی قبلی است که حالا در زمانی دیگر با اضافه شدن مقداری فیل و گرگدن و هلیکوپتر و وینگ‌سوت و دو جین روانی جدید اتفاق می‌افتد. کوه‌ها و دشت‌های زمین سرشار از ماموریت‌های اصلی و فرعی است، اما این تعداد به چه دردی می‌خورد وقتی هیچ تفاوتی بین تجربه‌، احساس و چالشی که این ماموریت‌های مثلا متفاوت، ارائه می‌کنند، نیست.

  • Far-Cry-4-three
  • Far-Cry-4-Uses-Lessons-about-Outposts-from-Far-Cry-3-Feedback-461720-2
  • Far-Cry-4-Uses-Lessons-about-Outposts-from-Far-Cry-3-Feedback-461720-3
  • Far-Cry-4-Uses-Lessons-about-Outposts-from-Far-Cry-3-Feedback-461720-4
  • Far-Cry-4-Uses-Lessons-about-Outposts-from-Far-Cry-3-Feedback-461720-5
  • FC4_Screen_Himalayas_Sniper_Merc_GC_140813_10amCET_1407889594
  • FC4_Screen_OW_Rhinos_GC_140813_10amCET_1407889628.jpg
  • FC4_Screen_ShangriLa_Beheader_GC_140813_10amCET_1407889635
  • FC4_Screen_KYRAT_Mortar_GC_140813_10amCET_1407889620

فارکرای 4 دقیقا برای کسانی است که بازهم همان فارکرایِ تکراریِ موفقِ چند سال پیش را می‌خواهند. بله، بازی در بازخوانی خودش کم و کسر ندارد. این شاید برای عاشقان اکشن‌های شلوغ و تیراندازی‌های تمام‌ناشدنی و معتادانِ شکارِ حیوانات، خبر خوشی باشد. اما من بعد از 20 ساعتی که در «کیرات» گذراندم، به این نتیجه رسیدم که در انتظار رسیدن به نقطه‌ی عطف بازی تبدیل به عروسک خیمه‌شب‌بازی یوبی‌سافت شدم  بودم و وقتی این را فهمیدم که دیگر خیلی دیر شده بود.

فارکرای 4 دقیقا برای کسانی است که بازهم همان فارکرایِ تکراریِ موفقِ چند سال پیش را می‌خواهند

بزرگترین مشکل‌ فارکرای 3 نوع روایت داستانی و شخصیت‌هایش بود. اما حالا باید حرف‌ام را پس بگیرم، چراکه نسخه‌ی چهارم در این زمینه آنقدر شلخته‌تر، درب‌و‌داغان‌تر و آشوب‌وارتر است که قبلی در مقابل‌اش پادشاه است! حداقل در فارکرای 3 هر از گاهی در سخنرانی‌های فحش‌محور واس حواس‌مان به میان‌پرده‌ها جمع می‌شد. در اینجا برخلاف انتظارهایی که برای شنیدن روایتی نه پرجزییات، بلکه فقط مستحکم‌تر و به‌یادماندنی‌تر می‌کشیدم، با یک مشت شخصیت‌های نچسب، دیوانه و بی‌معنی‌ و‌ مفهوم طرف شدم که فقط بودجه‌ی بازی را به طرز غیرقابل‌باوری هدر داده‌اند.

اینکه آدم‌بد قصه مثل آب خوردن آدم‌کشی کند، او را ترسناک و عجیب نمی‌کند! پیگان مین، می‌خواهد کاریزماتیک باشد، ولی سازندگان اصلا این فرصت را بهش نمی‌دهند، چون 90 درصد دیالوگ‌هایی که بین او و آجای برقرار می‌شود، از طریق بی‌سیم است. راستی، کم‌کم دارم برای «تروی بیکر» نگران می‌شوم که به صداپیشگی هر موجودی راضی می‌شود!

FC4ScreenShot_4_161829

آجای گاله از امریکا آمده تا به آخرین وصیت مادرش عمل کرده و خاکسترش را در سرزمین خیالی کیرات واقع در هیمالیا پخش کند. اما ایشان به محض ورود متوجه‌ی جنگی داخلی بین شورشیان با حکومت دیکتاتوری فردی به نام پگان مین می‌شود. این جناب آجای که از بچگی در شرایط بهتر و به دور از دقدغه‌های انقلابی در امریکا رشد کرده، بی‌دلیل ماندگار می‌شود و اسلحه به دست می‌گیرد تا به یک سری از انقلابی‌های عصبانی کمک کند. حالا اینکه چگونه آجای مثل جیسون در بازی قبلی، یک شبه تبدیل به قاتلی نترس و بی‌رحم، راننده‌ای حرفه‌ای و شکارچی‌ای بی‌نظیر و دقیق می‌شود، از آن بی‌منطقی‌های دنیای فارکرای است که به نظر می رسد باید به دیدن‌اش عادت کنیم. اما موضوع وقتی وخیم‌تر می‌شود که بفهمید این مسئله تازه ساده‌ترین  ضعف بخش داستانی است که توجهی هم به آن نشود، مهم نیست.

اگر دنبال بازی‌ای هستید که آنقدر محتوا داشته باشد که تمام کردنش غیرممکن باشد، سراغ خوب چیزی آمده‌اید.

1415625912-far-cry-4-map1.0.0

شخصیت پردازی در بازی معنی خاصی ندارد. کاراکترهای فرعی که کاملا نچسب، نفرت‌انگیز و یک لایه هستند و با سخن‌وری‌ها و پرحرفی‌هایشان حسابی سرتان را می‌خوردند. از طرفی، آنتاگونیست اصلی بازی آنقدر بی‌بخار، پرداخت نشده، سطحی و غیرقابل درک طراحی شده است که تا انتهای بازی هیچ دانش منحصر به فردی در مورد وی بدست نمی‌آورید و فرقی بین شما و کسی که فقط جلد بازی را دیده باشد حس نمی شود. میان‌پرده‌های بازی هم آنقدر بی‌هیجان و سست هستند که در جریان پخش‌شان بهترین کار چک‌کردن ایمیل‌ها و پست‌های فیسبوک‌تان است. می‌دانم که یک دنیا پول خرج نویسنده، موشن‌کپچر، صداپیشگی و انیمیشن این شخصیت‌ها شده، اما نتیجه، هیچ احساسی را به جز خشم در وجودتان شعله‌ور نمی‌کند. در یک کلام، کاش بودجه‌ی این بخشی را صرف پیشبرد گیم‌پلی می‌کردند.

میان‌پرده‌های بازی هم آنقدر بی‌هیجان و سست هستند که در جریان پخش‌شان بهترین کار چک‌کردن ایمیل‌ها و پست‌های فیسبوک‌تان است

با تمام این‌ حرف‌های مایوس‌کننده، حتما موافق‌اید که کسی در فارکرای برای داستان شنیدن، نارنجک‌انداز دست‌اش نمی‌گیرد. فارکرای یعنی انفجار و انفجار و افنجار و تیراندازی و کشت‌ و‌ کشتار در حد مرگ و جنون. خب، فارکرای4 همه‌ی این‌ها را دارد. هم می‌توانید مراحل را در عرض چند دقیقه به جهنمی سوزان بدل کنید، هم می‌توانید با تیر و کمان و سلاح‌های مجهز به صداخفه‌کن، دشمنان را دانه‌دا‌نه پَر پَر کنید. تقریبا در تمام مراحل بازی، سازندگان این آزادی در انتخاب نوع پیشروی را به خودتان واگذار می‌کنند.

اندازه‌ی نقشه نسبت به گذشته تغییر چندانی نداشته، اما تراکم ماموریت‌ها به طرز فرادیوانه‌کننده‌ای زیاد و بی‌قید و بند است

یک سری مراحل داستانی داریم که در عمق اقیانوسی از مراحل، ماموریت‌ها و فعالیت‌های فرعی دفن شده‌اند. اندازه‌ی نقشه نسبت به گذشته تغییر چندانی نداشته، اما تراکم ماموریت‌ها به طرز فرادیوانه‌کننده‌ای زیاد و بی‌قید و بند است. از فتح‌ پست‌های بازرسی و آزادسازی دکل‌های رادیویی گرفته تا ماموریت‌های شکار، پیک‌های موتوری، یافتن الماس، بازخوانی اسطوره‌ی کیرات و ده‌ها فعالیت دیگر. این تعداد جنون‌آمیز را به علاوه‌ی ماموریت‌های تصادفی کنید که هر ازگاهی یک‌دفعه کنارتان سبز می‌شود تا کاملا درک کنید، وقتی می‌گویم تک تک تپه‌های کیرات با سیلی خروشان از مرحله پوشیده شده، اصلا قصد بزرگنمایی و مبالغه ندارم. در هر نقطه‌ای از نقشه که بایستید حداقل یکی دوتا کار برای مشغول شدن در شعاع 200 متری‌تان پیدا می‌شود. خب، حتما می‌پرسید آخه با این همه سرگرمی، نان و آب‌ات زیاد شده که شکایت می‌کنی؟ درست‌ است بازی در تعداد و اعداد و ارقام و کمیت سر به فلک کشیده، اما در عنصر اصلی یعنی کیفیت، تنوع، پیشرفت و تازگی به طرز ناامیدکننده‌ای سقوط کرده است.

farcry_farcry4_screenshot_ubisoft

سازندگان اینقدر حواس‌شان به طراحی مراحل گرم بوده، که یادشان رفته باید جان مایه‌ی مراحل را هم با دیگری تغییر دهند و بازی‌کننده را به خوردن غذای دیگری دعوت کنند. مراحل فارکرای 4 مانند این می‌مانند که شما در یک روز از 20 ساندویجی جداگانه، 20 ساندویج فلافل بخورید. ممکن است یکی تندتر باشد، یکی ترشی داشته باشد، یکی با سس انبه، یکی داغ باشد و یکی سرد. اما درنهایت دارید فلافل می‌خورید و البته بی‌شک در پایان روز حال‌تان به هم خواهد ریخت. مراحل مثلا متفاوت فارکرای 4 چنین حکایتی دارند. مراحل بازی هیچ تنوع قابل‌اشاره‌ای ندارند، فقط اسم ساندویجی‌شان متفاوت است. برای مثال مراحلی که برای لانگینوس انجام می‌دهید، تفاوتی با مراحلی که برای یوگی و رجی انجام می‌دهید، ندارند. فقط می‌توان آنها را براساس دُز تعداد دشمنانی که روی سرتان خراب می‌شوند و تعداد ماشین‌هایی که منفجر می‌کنید، طبقه‌بندی کنید. البته زیاد هم نمی‌توان به مراحل بازی انتقاد وارد کرد، چون بالاخره یوبی‌سافت مونترال خودش را کنار کشیده و انتخاب نوع بازی را به شما داده است، اما این طرز نگاه شاید فقط درمورد مراحل اصلی قابل‌درک باشد، چون این یک الزام است که سازندگان برای تنوع بخشیدن به کلیت ساختمان بازی، عناصر، موقعیت‌ها و تجربه‌های متفاوتی را در کنار کمپین اصلی، خلق کنند. این اتفاق در Far Cry 4  نیافتاده است و این ضربه‌ی بزرگی است به انتظارات کسانی که به دنبال پیشرفت نسخه‌ی قبل بودند.

far-cry-4-screenshot«فارکرای4» کلاس درسی بی‌خطر است برای انجام 

البته بازی بعضی مواقع به این بدی که به نظر می‌رسد هم نیست.  همین که بازی توانست من را برای 20 ساعت هر روز به سوی خودش بکشاند، نشان می‌دهد که اگر کمی اهل آتش‌بازی‌های جنون‌آمیز، اکشن‌های هالیوودی و گشت‌ و گذار آزادانه در زمین بازی باشید، بدون سرگرم‌شدن از بازی فاصله نمی‌گیرید. اما چه کنم که بازی می‌توانست مراحل کمتری می‌داشت و در عوض به وسیله‌ی هرکدام فضایی منحصر‌به‌فردی را ارائه می‌کرد. بنابراین اگر آخر فارکرای3 را درآورده باشید، این نسخه شگفتی خاصی برای‌تان ندارد. فارکرای4 در آن دسته‌ بازی‌های «هر-جور-دوست-داری-برو-بازی-کن» جای می‌گیرد. بهترین لحظات من در بازی، زمانی بود که بدون دقدغه در دنیای آزاد بازی می‌چرخیدم و هر ماموریتی ظاهر می‌شد را انجام می‌دادم و لذت‌بخش‌ترین درگیری‌ها هم زمانی بودند که نارنجک‌اندازم را غلاف می‌کردم و با استفاده از تمام قابلیت‌هایی که سازندگان برای مخفی‌کاری در اختیارم گذاشته بودند، وارد عمل می‌شدم. چون اکشن‌های بازی بی‌هنر و سرراست هستند، اما در حملات بی‌سر و صدا حسابی می‌توانید از آن سلول‌های خاکستری مغزتان استفاده کرده و کمی چالش، چاشنی بازی کنید!

2624180-fc4_gamescom_ow_rhinosگرافیک تکنیکی و فیزیک بازی از کیفیت قابل‌قبولی بهره می‌برند. جلوه‌های آتش و نورپردازی‌ها چشم‌نواز هستند. اما بازی از عدم تنوع دیداری به شدت رنج می‌برد. همچون نسخه‌ی قبل تقریبا 90 درصد محیط‌ها از جنگل و دشت و خانه‌های روستایی تشکیل شده‌اند. این بافت یک‌نواخت بعد از مدتی بازی را از لحاظ دیداری ملا‌ل‌آور می‌کند.

یوبی‌سافت مونترال در جدیدترین نسخه‌ی فارکرای هرچه دست‌اش آمده در این دیگ آش شله قلم کار ریخته است! Far Cry 4 به شکلی ماورایی شلوغ، پُرهیاهو و درهم برهم است و به طرز بی‌بند و باری شما را با صدها ماموریت گوناگون اما تکراری تنها می‌گذارد. Far Cry 4 درواقع همه‌چیز است. بازی زیبا، حال‌ به‌ هم‌ زن، نفس‌گیر، احمقانه، دیوانه‌وار، اعصاب‌خردکن، سرگرم‌کننده، پُرمشکل و خیلی چیزهای مثبت و منفی دیگر هم هست. اگر از چنین اغتشاشی لذت می‌برید و نسخه‌ی قبلی را از دست داده‌اید، در انجام بازی شک نکنید. اما یادتان باشد، ممکن است قبل از اینکه کارِ بازی با شما تمام شود، این شما باشید که پرونده‌ی بازی را ببوسید و بگذارید کنار. من که دیگر حوصله‌ی فارکرای بیشتری را ندارم. آخر خدا را چه دیدید، شاید همین فردا یوبی‌سافت با نمایشی از زرافه‌ها، از نسخه‌ی پنجم هم رونمایی کند!

 

 



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:40 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:33 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

 

 

امروز با نقد و بررسی یکی از بهترین بازی های ساخته شده تا به حال در ژانر اول شخص شوتر در خدمت شما هستیم.

بازی Farcry 3 یک عجوبه و بازی حیرت انگیز است که بشدت ما رو به خودش جذب کرده بطوری که از نظر کابران بهترین بازی سال شناخته شده است.

زمانی که مشغول بازی بودم این جمله در ذهن من تداعی شد و واقعا هم این چنین است : « آنچه خوبان همه دارند، تو یکجا داری ». فکر کنم این بهرین وصف برای این بازی باشه.

خب بریم سر نقد و بررسی تخصصی.

داستان:(9?5/10)

داستان بازی از اونجایی شروع میشه که چند نفر آدم خوشگذران قصد سفر به یک جزیره در گینه نو را دارند اما آنچنان که باید بهشون خوش نمیگذره و توسط افراد Vass دستگیر می شود. Vass و افرادش برای فردی به نام Hoyt کار می کنند که قصد دارد از این جزیره دور افتاده یک شهر بزرگ درست کند و به سود خوبی از اینجا برسد.

در این بازی شما در نقش Jason Brody قرار دارید که به همراه دو برادرش و سه تا دیگه از دوستانش بصورت یک اکیپ سفر می کنید و با مشکلاتی روبرو می شوید که اصلا فکرشم نمی کردید از جمله کشته شدن برادر بزرگتران به دست Vass تا قطع شدن انگشت دستتان به دست Hoyt در پایان بازی.

2

در این بازی شما با عناصر مختلفی آشنا می شوید که در روند بازی بسیار تاثیر گذار است از جمله Dennis که بعد از فرار کردن از چنگ Vass و افتادن در رودخانه شما را پیدا کرده و پناه می دهد، او به شما راه و روش زندگی کردن در جنگل را یا می دهد و به شما کمک می کند تا با Vass وHoyt مقابله کنید.

شما در داستان این بازی به دنبال پیدا کردن برادر و دوستان خود هستید تا از جزیره فرار کنید، اما بعد از اینکه می فهمید برادر کوچکتر شما Riley به دست افراد Vass کشته شده است سعی می کنید تا او و رئیسش Hoyt را بکشید تا انتقام خون آن ها رو بگیرید. در این مسیر با فراز و نشیب هایی روبرو می شوید تا آنکه متوجه می شوید Riley هنوز زنده است و در چنگ Hoyt است، برای همین با کمک Sam یکی از افراد مورد اعتماد Hoyt نقشه ای می کشید تا او را بکشید و برادرش را نجات دهید و پس از آن به بقیهکمک می کنید تا جزیره را ترک کنند و به خانه بروند، اما خودتان در این جزیره می مانید چون حس می کنید که شما برای اینجا ساخته شدید و از این محیط بیشتر از شهر لذت می برید.

در کل، داستان این بازی بسیار جذاب و غیرقابل پیش بینی است و شما را خیلی به خود جذب می کند. در کنار بازی داستانی، شما می توانید در جزیره جست و جو کنید و با دشمنان خود علاوه بر داستان داستان اصلی مبارزه کنید.

گرافیک:(10/10)

درمورد گرافیک بازی باید گفت که بسیار عالی کار شده است. اصلا این بازی در همه حوزه ها عالی عمل کرده است. محل بازی بسیار گسترده است و در هر یک متر به یک متر تمام جزئیات نشان داده شده است و سعی شده کاملا واقعی جلوه کند.

 

 

3

گرافیک بازی در همه ی محیط ها به خوبی خود را به نمایش گذاشته است به طوری که انگار نه اگار بازی است، وقتی که شما درحال بازی هستید همان حرکاتی را که درواقیت می توانید انجام دهید را بصورت شگفت انگیزی می توانید داشته باشید.

در مورد طراحی صحنه ها بسیار خوب کار شده است، ریخته شدن خون، شیرجه، و مخصوصا آتش زدن مراتع که به زیبایی و طبیعی جلوه کردن بازی بسیار کمک کرده است.

صدا: (10/10)

از نظر صداگذاری واقعا در این بازی عالی کار شده. بخصوص وقتی در فضاهای جنگلی و مخوف جزیره درحال گشت وگذار هستید، صدای پرندگان و موجودات افراد بخوبی حس واقعی بودن را به شما القاء میکند.

در بازی های دیگر مثل Call of duty یا بعضا Assassin"s creed با نداشتن صدای بازی باز هم می توانید بازی را به پایان برسانید، ولی به جرئت می توان گفت در این بازی بدون صدا نباید فکر زنده ماندن رو هم داشت چون حتی اگر از پس دشمنان بر بی آیید بالاخره حیوانات درنده و سمی جنگل شما رو از پا در می آورند. با کمک صداگذاری فوق العاده شما می توانید خطرات احتمالی که شما را تهدید می کند را به خوبی پشت سر بگذارید و از گشت و گذار و شکار در جنگل لذت ببرید.

موسیقی متن در این بازی خیلی بجا عمل کرده و شور و هیجان کافی را برای شما به ارمغان می آورد تا بتوانید کاملا در نقش خود بازی را انجام دهید.

گیم پلی و کنترل: (10/10)

و اما گیم پلی بازی،واقعا عالی و جذاب هستش و هرچقدر که بیشتر بازی می کنید بیشتر علاقه مند به ادامه آن می شوید.

وقتی داشتیم بازی می کردیم یک بازی بسیار عالی و به یادماندنی از همین گروه یعنیUbisoft  رو برای ما تداعی می کرد اما این دفعه مدرن و در تم جنگلی. این بازی به یاد ماندنی همان بازی Assassin"s Creed 2 و سری بازی های شخصیت Ezio است که در زمان خود یکی از شگفت انگیز ترین بازی ها بود و موفقیت بازی Farcry 3 برای می توان مدیون پیروی از همان سبک دانست.

البته این تمام تاثیر پذیری این بازی از Assassin"s creed نیست بلکه خیلی از عناصر از آن تبعیت کرده و باعث شده یک طعم قدیمی با جلوه ای جدید بسیار عالی عمل کنه و طرفداران زیادی داشته باشه.

این بازی یک شعار را برای شما در طی بازی القاء می کند « خودت خودت رو کمک می کنی و هرچی به دست میاری حاصل زحمت و تلاش خودت هستش ». در تمام طول بازی شما این شعار رو می بینید، باید تمام وسایل و ملزمات خودتون رو مثل Ezio از گیاهان و پوست جانواران تهیه کنید و کسی به شما کمک نمی کند.

با رد کردن مراحل به شما Xp point تعلق می گیرد که با آن می توانید به توانایی های خود در همه زمینه ها از شنا کردن گرفته تا نحوه تیراندازی بی افزایید.

4

در این بازی طیف های مختلفی از اسحله ها وجود دارد که واقعا عالی هست و می توانید بسیاری از آن ها را شخصی سازی کنید. استفاده از همه اسحله در طی داستان بازی یک امر غیر ممکن است زیرا هم بیشتر از چهار اسلحه نمی توانید با خود حمل کنید و اینکه در طی بازی به تعداد اسلحه های شما اضافه  می شود و وقت نمی کنید همه را امتحان کنید.

برخلاف بسیاری از بازی ها که گیمر محدود به زمین صاف و محل های مشخصی است در این بازی شما این قابلیت را دارید که از کوه ها و از بیشتر نواحی جنگلی عبور کنید و این کار به شما خیلی درغافیلگیر کردن دشمنانتون کمک میکنه و با این روش می توانید به راحتی با کمپ های آن ها مقابله کنید و اون ها رو تسخیر کنید.

فنی و شمای کلی:(5/9/10)

از نظر فنی و شمای کلی این بازی با یک سیستم متوسط می تواند نمایش خوبی را برای شما به ارمغان بیاره و می توانید از این بازی لذت ببرید.

از نظر هوش مصنوعی دشمنان باید گفت که تا حد قابل قبولی خوب است و البته بستگی به شما دارد که در تنظیمات چه میزان سختی را انتخاب کرده باشید. البته نکته حائض اهمیت دیگه خشن بودن این بازی هستش که می شه گفت بعضی اوقات حس می کنید با حیوانات طرف هستید تا انسان، مخصوصا کار هایی که Vass و Hoyt با بدخواهانشان انجام می دهند و ما توصیه می کنیم که واقعا افراد زیر 18 سال بازی نکنند.

 

 



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:21 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

 

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:15 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

دیگر به یک عادت تبدیل شده که در بررسی محصولی از یوبیسافت، حرف‌هایمان را با اشاره به شکست‌های اخیر این شرکت فرانسوی شروع کنیم که چند سالی هست دیگر به سختی می‌توان صفت دوست‌داشتنی را در مورد آن به کار برد. در همین سال 2016 آن‌ها دو عرضه‌ی بزرگ داشتند و با اینکه بازی در عصر انسان‌های اولیه و نیویورک آخرالزمانی ایده‌های جذابی هستند، اما بازیسازان یوبیسافت موفق شدند از هردوی آن‌ها بازی‌های کسل‌کننده و حوصله‌سربری خلق کنند که بعد از نهایتاً ده ساعت، از آن‌ها زده می‌شوید و افسوس می‌خورید که چرا یک طراح مرحله‌ی خوش‌ذوق در هیچکدام از شعبه‌های یوبیسافت پیدا نمی‌شود که کمی جذابیت در بازی‌ها تزریق کند. با اینکه هنوز برای قضاوت در مورد بازی جدید این شرکت که یکی دو هفته‌ی دیگر عرضه می‌شود زود است، اما نمی‌توان چندان به آن امیدوار بود. پس به جرئت باید گفت Watch Dogs 2 بهترین بازی یوبیسافت در دو سه سال اخیر است.

به نظر می‌رسد یوبیسافت بالاخره فهمیده چرا بازی‌هایش آنطور که می‌خواهد از آب درنمی‌آیند. در دیویژن، فارکرای پرایمال و حتی همین نسخه‌ی قبلی واچ داگز مشکل اصلی نه گیم‌پلی ضعیف بود نه داون‌گرید گرافیک. یوبیسافت نمی‌توانست بازی سرگرم‌کننده بسازد، مشکلی بنیادین که نه ارتباطی به ایده‌ی اولیه دارد نه اینکه چقدر روی جزئیات بازی کار می‌کنید. بازی‌های اخیر یوبیسافت به شدت خودشان را جدی می‌گرفتند و با اینکه این به خودی خود ایراد محسوب نمی‌شود، اما تقریباً هیچ المان جذابی در بازی‌ها نمی‌دیدیم و آنها از هدف اصلی خودشان که سرگرم‌کننده بودن است، بسیار دور شده بودند. واچ داگز 2 در مسیر متفاوت قدم برداشته و حالا با محصولی روبه‌رو هستیم که قصد ندارد حرف بزرگی بزند و انقلابی به پا کند، به همین سبب با فراغ خاطر بیشتری ساخته شده و سازندگان همان المان سرگر‌م‌کننده بودن را هدف اصلی خودشان قرار دادند.

این موضوع از همان روز معرفی بازی کاملاً مشهود بود. یوبیسافت دیگر در نمایشی حماسی و با تریلرهای CGI که تبدیل به امضای این شرکت شده‌اند واچ داگز 2 را معرفی نکرد. بلکه به یک رونمایی آنلاین بیست دقیقه‌ای بسنده کرد و در آن، نه تنها گیم‌پلی تقریباً نهایی بازی را نشان داد بلکه اطلاعات زیادی از داستان، شخصیت‌ها و مکانسیم‌های جدید گیم‌پلی ارائه کرد و مهم‌تر از همه گفت که به نظرات گیمرها در خصوص نسخه‌ی اول گوش داده است. اولین قدم آن‌ها در بازطراحی واچ داگز تغییر شخصیت اصلی بازی از کاراکتری کاریزماتیک به پسری امروزی بود که نشان از تغییر صد و هشتاد درجه‌ای اتمسفر بازی دارد. این تغییر به بهترین شکل ممکن خودش را در بازی نشان می‌دهد از داستان گرفته تا گیم‌پلی و گرافیک، همه در جهت ارائه‌ی تجربه‌ای جذاب گرد هم آمده‌اند. مارکوس هالووِی، پروتاگونیست بازی هکر جوانی است در سیستم عامل فراگیر شهر سان‌فرانسیسکو به نام ctOS 2.0، اتهاماتی به او زده شده و حالا در تلاش است تا با عوامل پشت پرده و در رأس آن‌ها شرکتی به نام Blume بجنگند.

Watch Dogs 2

Watch Dogs 2 همه‌ی آن چیزی است که نسخه‌ی اول باید می‌بود: جذاب و سرگرم‌کننده

مارکوس ابتدا مهارت‌های خود را به عنوان یک هکر کاربلد اثبات می‌کند تا بلیت ورود به گروه DedSec را به دست آورد. این گروه زیرزمینی در سراسر شهر آوازه‌اش به گوش مردم رسیده و دنبال‌کننده‌های آنان با پوسترها و گرافیتی‌ها حمایت خود را نشان می‌دهند. سران اصلی این گروه پنج نفر هستند که هر کدام وظیفه‌ی مشخصی دارند و مارکوس هم به عنوان سرباز پیاده شخصاً سراغ شرکت‌ها و مدیران رده بالا می‌رود. شخصیت‌های بازی صرفاً تیپ‌هایی هستند که نوجوانان امروزی از «هکرها» انتظار دارند. لباس‌های عجیب و غریب، خالکوبی، حرف‌های گیکی و ارجاعات به فیلم‌های علمی تخیلی و شاید واضح‌تر از همه اتاقی زیرزمینی که پر از لوگوهای دد سک و ابزار و وسایل گوناگون است. انتظار یک شخصیت‌پردازی قوی را نداشته باشید، این چند نفر فقط به این دلیل هستند که بازی داستانی مشخص داشته باشد و قرار نیست با آن‌ها همذات‌پنداری کنید. البته آن‌ها انصافاً کارشان را خوب انجام می‌دهند و اگر سخت نگیرید، می‌توانید با آن‌ها کنار بیایید.

مراحل داستانی بازی تقریباً ساختار مشابهی دارند: ساختمان یا منطقه‌ای محافظت شده که باید دستگاهی را هک کنید و اطلاعاتی به دست بیاورید. اما این ساختار مشابه باعث نشده هیچگاه احساس خستگی کنید و کاری تکراری انجام دهید، چرا که درخت ارتقای مارکوس شاخ و برگ زیادی دارد و در هر مرحله ابزار و گجت‌های بیشتری از مرحله‌ی قبل در اختیار دارید. پهپاد و ماشین کنترلی، دوربین‌های مدار بسته، جعبه‌های تقسیم، گوشی‌های موبایل و در کل همه‌ی وسایل الکتریکی، اسلحه‌های مارکوس در مراحل هستند و می‌توانید بدون شلیک یک گلوله مأموریت را به هدف برسانید. در این روش اما باید حوصله‌ی بیشتری داشته باشید و منطقه را به خوبی بازرسی کنید، نقاط کور را تشخیص دهید و رفتار مأمورها را بررسی کنید. برخی مراحل واچ داگز 2 اصلاً ساده نیستند و حتی با کمک مسلسل و شات‌گان نیز باید فکرشده عمل کنید. روش پر سر و صدا چندان چنگی به دل نمی‌زند چرا که گان‌پلی بازی، آن ظرافت و نرمی حالت مخفی‌کاری را ندارد و به نظر می‌رسد سازندگان وقت زیادی برای آن نگذاشتند.

Watch Dogs 2

سان فرانسیسکوی واچ داگز 2 یکی از زیباترین و پرجزئیات‌ترین شهرهای بازی‌های جهان‌باز است

اسلحه‌ها با اینکه از لحاظ ظاهری تنوع زیادی دارند اما کاربرد آن‌ها فرق چشمگیری با هم ندارد و چون به دریایی از مهمات هم دسترسی دارید، حس خاصی از بخش تیراندازی بازی دریافت نمی‌کنید. اما این باعث نمی‌شود که یوبیسافت در قسمت شخصی‌سازی اسلحه‌ها کم گذاشته باشد. گروه DedSec به یک پرینتر سه بعدی صنعتی دسترسی دارند که با آن می‌توانند علاوه بر ساخت پهپاد و سلاح‌های گوناگون، شخصی‌سازی‌های مخلتفی هم روی ابزار خود اعمال کنند. البته هزینه‌ی این پرینتر پایین نیست و برای پرینت یک اسلحه‌ی جدید باید حسابی خرج کنید. از طرف دیگر هکرها باید حواسشان به تیپ و ظاهرشان نیز باشد و مارکوس هم می‌تواند با سر زدن به لباس‌فروشی‌های سراسر شهر لباس‌های مختلف را امتحان کند. نکته‌ی جالب در مورد فروشگاه‌های لباس سان فرانسیسکو این است که بسته به محله و وضعیت مردم ساکن قسمت‌های مختلف شهر، نوع لباس‌های یک فروشگاه نیز تغییر می‌کند. اگر به مناطق گران‌قیمت شهر بروید، اکثرا با کت و شلوار و لباس‌های رسمی مواجه می‌شوید. این میزان دقت به جزئیات گرچه موضوع تازه‌ای نیست اما در تمام بازی مشهود است و به هیچ وجه نمی‌توان یوبیسافت را به کم‌کاری متهم کرد.

جدا از مراحل اصلی، در سان فرانسیسکو آنقدر کار برای انجام دادن هست که بتوانید کمی از هک کردن فاصله بگیرید و به فعالیت‌های جانبی بپردازید. با اسمارت‌فون مارکوس می‌توانید اپ‌های مختلفی را دانلود کنید در شهر به دنبال کارهای متفرقه باشید. با اپ Driver SF می‌توانید مسافر سوار کنید و کاری را که هرکدام از شما می‌خواهند انجام دهید. با ScoutX هم می‌توانید از مناظر دیدنی شهر عکس بگیرید و دنبال‌کننده‌های گروهتان را افزایش دهید. علاوه بر این‌ها مسابقات موتور و قایق و حتی و پهپاد هم در شهر وجود دارد و گاهی هم برخی هم‌گروهی‌هایتان از شما کاری می‌خواهند که بعضاً اندازه‌ی یک مأموریت داستانی وقت می‌برند. کاملاً مشخص است که Watch Dogs 2 از لحاظ محتوا کم و کسری ندارد و می‌توان به یوبیسافت آفرین گفت که این مشکل بزرگ باز‌ی‌هایش را رفع کرده است.

Watch Dogs 2

هرچقدر شیکاگوی واچ داگز سرد، خشک و بی‌روح بود، سان فرانسیسکوی واچ داگز 2 رنگارنگ، پر زرق و برق و شلوغ است. بعد از مرحله‌ی اول جایی که در خانه‌ی ساحلی‌تان بیدار می‌شوید و برای اولین بار پس از عبور از روی پل گلدن گیت وارد منطقه‌ی سان فرانسیسکو می‌شوید، کاملاً متوجه توجه بسیار سازندگان به جزئیات شهر می‌شوید. کافیست چند دقیقه در خیابان‌های شهر یا مناطق معروف مثل اسلکه‌ی معروف 39 پیاده‌روی کنید و به مکالمه‌ی مردم گوش کنید؛ آن‌ها به قدری مکالمات ملموس و جالبی دارند که می‌توانید کنارشان راه بروید و به حرف‌هایشان گوش کنید. آن‌ها حتی سلفی می‌گیرند، در پارک‌ ورزش می‌کنند یا حتی با یکدیگر دعوا می‌کنند. خود شهر هم به خاطر قابلیت‌های مارکوس در هک کردن چراغ‌های راهنمایی و اتومبیل‌ها، بسیار زنده‌تر از دیگر بازی‌های جهان‌باز به نظر می‌رسد و دیگر فقط زمین بازی نیست، بلکه جزئی از خود بازی است.

Watch Dogs 2

در زمانی که بازی‌ها آپدیت‌های روز اول چندین گیگابایتی دارند، واچ داگز 2 با بروزرسانی روز اول 200 مگابایتی‌اش مرهمی بر روی دردهای حجم اینترنتمان است. نکته‌ی بسیار مثبت این قضیه این است که خود بازی هم باگ‌ها و مشکلات بسیار محدودی دارد و به ندرت پیش می‌آید که حتی باگ‌ گرافیکی در بازی مشاهده کنید. ناامیدی بزرگی که طرفداران بازی تنها یک روز مانده به عرضه‌ی آن تجربه کردند این بود که یوبیسافت تصمیم گرفت بخش چندنفره‌ی بازی را مدتی دیرتر عرضه کند. در زمان معرفی واچ داگز 2 یوبیسافت مانور زیادی روی این بخش می‌داد و به خاطر ماهیت یکپارچه‌ی آن، انتظار می‌رفت با بخش جذابی طرف باشیم اما ظاهراً هنوز تکمیل نشده و فعلاً فقط برخی مأموریت‌های Co-Op در بازی به شکل آنلاین وجود دارد.

اگر یک بازی جهان‌باز اکشن/مخفی‌کاری به شدت سرگرم‌کننده می‌خواهید و اهمیت زیادی هم به شخصیت‌های ماندگار و داستان درگیرکننده نمی‌دهید، Watch Dogs 2 برای شماست. یوبیسافت تمام ایرادات گذشته‌اش را در این بازی کنار گذاشته و با شنیدن بازخوردها و نظرات گیمرها، بالاخره موفق شد بازی‌ای بسازد که به مذاق گیمرها خوش بیاید. شاید بخش‌های تیراندازی بازی مثل یک بازی شوتر جذابیت نداشته باشد و شخصیت‌ها مقوایی باشند، اما با یک بازی کاملاً سرگرم‌کننده طرفیم که با ترکیبی از مأموریت‌های اصلی چالش‌برانگیز، مأموریت‌های فرعی بامزه همراه ایستر اگ‌ها و کارهای جانبی در سطح شهر، تجربه‌ای خوشایند را رقم می‌زند. هک کردن تا به حال اینقدر جذاب نبوده است.

 

 



[ دوشنبه 97/1/13 ] [ 12:7 صبح ] [ سهندسخنی ]

نظر

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp،دکتررحمت سخنی ،اورمیه،آذربایجان ،آزربایجان،Azarbijan،Azerbijan،Stamp

 



[ شنبه 97/1/11 ] [ 2:15 عصر ] [ سهندسخنی ]

نظر

:: مطالب قدیمی‌تر >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه